معبر
شهید مطهری:
هم دردي و شركت عملي در غم مستمندان و محرومان، يكي ديگر از ريشه ها و فلسفه هاي زهد است. مستمند و محروم آن گاه كه در كنار افرادي برخوردار و مرفه قرار مي گيرد، رنجش مضاعف مي گردد. از طرفي رنج ناشي از تهيدستي، دست نارسي به ضروريات زندگي و از طرف ديگر رنج احساس تاخر و عقب ماندگي از حريفان. بشر بالطبع نمي تواند تحمل كند كه ديگران كه مزيتي بر او ندارند، بخورند و بنوشند و بپوشند و قهقهه مستانه زنند و او تماشاچي باشد و نظاره كند. آن جا كه اجتماع به دو نيم مي شود: برخوردار و محروم، مرد خدا احساس مسئوليت مي كند. در درجه اول كوشش مرد خدا اين است كه به تعبير امير المومنين، وضع موجود مبني بر پرخوري ظالم و گرسنگي مظلوم را دگرگون سازد و اين پيمان خداست با دانايان امت. در درجه ي دوم با ايثار و تقسيم آن چه در اختيار دارد به ترميم وضع نابسامان مستمندان مي كوشد. اما همين كه مي بيند كشته از بس كه فزون است كفن نتوان كرد، وقتي كه مي بيند عملا راه برخوردار كردن و رفع نيازمندي هاي مستمندان مسدود است، با هم دردي و هم سطحي و شركت عملي در غم مستمندان، بر زخم هاي دل مستمندان مرهم مي گذارد.
هم دردي و شركت در غم ديگران مخصوصا در مورد پيشوايان امت، كه چشم ها به آنها دوخته است، اهميت بسزايي دارد. علي ( ع ) در دوره ي خلافت بيش از هر وقت ديگر زاهدانه زندگي مي كرد. مي فرمود:« خداوند بر پيشوايان دادگر فرض كرده است كه زندگي خود را با طبقه ي ضعيف تطبيق دهند كه رنج فقر مستمندان را ناراحت نكند.» و نيز مي فرمايد:« چگونه ممكن است كه هواي نفس بر من غلبه كند و مرا به سوي انتخاب بهترين خوراكي ها بكشاند، در صورتي كه شايد در حجاز يا يمامه افرادي يافت شوند كه اميد همين يك قرص نان را هم ندارند و دير زماني ست كه شكم شان سير نشده است؟! آيا سزاوار است شب را با سيري صبح كنم در صورتي كه در اطرافم شكم هاي گرسنه و جگر هاي سوزان قرار دارد؟» علي (ع) اگر شخص ديگري را مي ديد كه اين اندازه بر خود تنگ مي گيرد، او را مؤاخذه مي كرد و هنگامي كه مورد اعتراض واقع مي شد، پاسخ مي داد:« من مانند شما نيستم. پيشوايان وظيفه ي جداگانه اي دارند.» در بحار از امير المؤمنان روايت شده است كه مي فرمود:« خداوند مرا پيشواي خلق قرار داده است و به همين سبب بر من فرض كرده است كه زندگي خود را در خوراك و پوشاك در حد ضعيف ترين طبقات اجتماع قرار دهم، تا از طرفي مايه ي تسكين آلام فقير و از طرف ديگر سبب جلوگيري از طغيان غني گردد.» چنان كه مي بينيم زهدهاي ناشي از همدردي و شركت در غم خوارگي هم به هيچ وجه با رهبانيت هم ريشگي ندارد، مبني بر گريزاز اجتماع نيست، بلكه راهي ست براي تسكین آلام اجتماع.



. از دکتر شریعتی نقل شده است:
تخریب چی اسم گروه های جهادی ما به مناطق محروم بود.