خاكريز خودي
در قسمت هاي قبل در مورد سند چشم انداز بيست ساله نظام جمهوري اسلامي و ايران 1404 صحبت كرديم. از مفاد سند و چگونگي شكل گيري ، اهميت و ضرورت آن سخن گفتيم. اينجا در مورد برنامه هاي توسعه اي نظام جمهوري اسلامي ايران از ابتداي انقلاب تا به اكنون بحث مي كنيم:

در دهه دوم پس از انقلاب اسلامي و يک سال پس از پايان جنگ، دولت برنامه اول توسعه را با انتخاب استراتژي آزاد سازي اقتصادي و بازسازي آغاز نمود. اين برنامه در بهمن 68 به تصويب رسيد و هدف هاي کلي آن عبارت بودند از بازسازي و تقويت ظرفيت دفاع ملي ، بازسازي مراکز توليدي، ايجاد رشد اقتصادي با محوريت بخش کشاورزي و مهار تورم، تامين عدالت اجتماعي، تأمين حداقل نيازهاي اساسي مردم، تعيين و اصلاح الگوي مصرف و اصلاح سازمان و مديريت اجرايي و قضايي کشور. اين برنامه که برنامه هاي پس ا زدوره سياست هاي انقباضي جنگ است سعي در عادي سازي وضعيت اقتصاد و اجراي سياست هاي آزاد سازي و انبساطي داشت و لذا مي توان برنامه اول را برنامه هاي چهارچوب سياست هاي تعديل دانست. مهم ترين خط مشي هاي برنامه اول در اين زمينه عبارتند از کاهش سطح پوشش خدمات دولتي و آموزش و انتقال آن به بخش غير دولتي، کاهش هزينه هاي دولت، تغيير سيستم سهميه بندي کالاهاي اساسي، تغيير سياست نرخ گذاري کالاها و تعادلي شدن قيمت آن ها، خصوصي سازي موسسات دولتي و واگذاري تجارت خارجي به اشخاص حقيقي و حقوقي ، افزايش درآمدهاي مالياتي و کاهش کسري بودجه.
برنامه دوم از لحاظ استراتژي ها و الگوها ، شبيه برنامه اول بود ولي اهداف متفاوتي را دنبال مي کرد. مهم ترين ويژگي برنامه دوم اين بود که در آن به ساختارها و زيربناها توجه شده بود.
تربيت نيروي انساني، بهره وري نيروي کار و عوامل توليد، توسعه پايدار و حفظ محيط زيست در مورد منابع پايان ناپذير و همينطور مسئله تحقيقات و پژوهش در اين برنامه مورد توجه قرار گرفته و سعي در کاهش اندازه دولت و تقويت بخش خصوصي و تعاوني ها شده بود.
برنامه سوم در شرايطي تدوين گرديد که به رغم 50 سال سابقه برنامه ريزي، راهبرد مشخصي بر فرآيند برنامه ريزي حاکم نبوده و نوع برنامه ها از نظر جامعيت نگرش هاي منطقه اي- بخشي، عمق و حد تفصيل مشخصي نداشت. مهم ترين ويژگي برنامه سوم اين است که در اين برنامه بر مشکل يابي و نهاد سازي براي حل مشکلات کشور تاکيد شده است. لذا طراحان برنامه سوم عمدتا به دنبال يافتن خط مشي هايي بوده اند که بتوانند کل جامعه را متحول کنند. بنابراين برنامه سوم مجموعه اي از سياست ها و راه حل هاست. اين برنامه به مشکلات مهمي مي پردازد که جامعه ايران در دهه سوم انقلاب با آن مواجه است. در اين برنامه تحقق عدالت اجتماعي در اولويت قرار گرفته و رشد سريع اقتصادي، اشتغالزايي و مهار تورم از راههاي نيل به اين مقصود بر شمرده شده است. اموري همچون اصلاح اساسي ساختار اقتصادي، افزايش کارايي مديران، ايجاد شبکه هاي تامين اجتماعي کارآمد و کاهش وابستگي به درآمدهاي نفتي مورد تاکيد است.
از مهم ترين ويژگي هاي برنامه هاي قبل، فقدان برنامه هاي عملياتي و رهنمودها و سياست هاي کلي برنامه بوده است. در نتيجه تخصيص منابع در اين برنامه ها ارتباط دقيق و حساب شده اي با سياست هاي کلي برنامه ها نداشتند. به علاوه پس از تدوين و تصويب هر برنامه فعاليت نظام برنامه ريزي خاتمه مي يافت و به رغم تحولات اقتصادي غير قابل پيش بيني، اعمال تغييرات لازم در برنامه امکان پذير نبوده است.
لايحه برنامه چهارم توسعه که مهمترين مرحله تحقق جامعه آرماني چشم انداز توسعه کشور محسوب مي شود.
در پي تحکيم مباني و بسترهاي رشدي است که فرصت هاي مديريت بهتر ايران فردا و احکام مورد نياز براي ايجاد مباني جديد توسعه اي ايران را فراهم خواهد آورد. مهم ترين ويژگي برنامه چهارم تهيه و تنظيم اين برنامه در چهارچوب چشم انداز بلند مدت کشور است؛ در تدوين چشم انداز بر اساس روندهاي گذشته متغير هاي کلان ،تصويري از آينده با فرض ادامه روند موجود ترسيم شد.سپس با توجه به واقعيت هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه و امکانات و محدوديت ها، تصويري از آينده مطلوب ارايه شد. مطالعات مربوط به آمايش سرزمين از ديگر پايه هاي مورد استفاده در تنظيم چشم انداز بوده است.
در تدوين چشم انداز دو هدف بسيار مهم در نظر گرفته شد: ايجاد اشتغال مولد و در آمد براي جمعيت جوان از طريق استقرار جريان رشد و توسعه پايدار و کم کردن فاصله کشور با کشورهاي نوخاسته صنعتي به گونه اي که تا افق چشم انداز جايگاه اول را در منطقه به دست آورد.
ماموريت هاي نظام برنامه ريزي کشور را در طي دو دهه آينده مي توان به شرح زير تبيين نمود:
- برنامه پنج ساله چهارم: رشد پايداري اقتصادي دانايي محور
- برنامه پنج ساله پنجم : تثبيت مباني رشد اقتصادي و رفاه اجتماعي
- برنامه پنج ساله ششم و هفتم: توسعه مستمر پايدار و دانش بنيان کشور و تامين عدات اجتماعي
متوسط رشد سالانه اقتصادي 6/8 درصد سرمايه گذاري سالانه 11 درصد نرخ بيکاري 7 درصد و نرخ تورم 5 درصد در سال افق از مهم ترين هدف گذاري هاي موجود در چشم انداز است براي تحقق اين اهداف رشد بهره وري نيروي کار به ميزان 4/4 درصد در سال ضروري است.
اهداف کلي برنامه چهارم را مي توان به اين صورت بيان نمود: توسعه دانش پايه عدالت محور و در تعامل با جهان تامين مطمئن امنيت ملي و بازدارندگي همه جانبه، صيانت از هويت و فرهنگ اسلامي- ايراني، حاکميت موثر و استقرار دوت شايسته، ادعا شده که تقريبا تمام مشکلات فراروي کشور در ابعاد اقتصادي ، اجتماعي و سياسي تا حدود زيادي شناسايي شده و براي بسياري از مشکلات راه حل اساسي داده شده است. در اين ارتباط اهداف کمي پيش بيني شده در برنامه عبارتند از نرخ بيکاري 8 درصد در سال ، نرخ تورم 9/9 درصد در سال، رشد 2/4 درصد جمعيت شاغر، رشد اقتصادي سالانه 8درصد رشد سالانه سرمايه گذاري 2/12 درصد و رشد سالانه بهره وري 5/2 درصد.
تخریب چی اسم گروه های جهادی ما به مناطق محروم بود.